تبلیغات
بگو دنیا مال ماست - یه مصاحبه قدیمی و جالب
گفت و گویی از آیدین و صمد در مهر ۸۶ مجله ی راه زندگی.خیلی قشنگه،تا آخر بخونید.نظر فراموش نشه.


اعضای تیم ملی بسکتبال رو چطور انتخاب می کنن؟

صمد:بر حسب توانایی هایی که از خودشون نشون میدن.

پارتی بازی که نمیکنن؟

صمد:من واقعا تا حالا پارتی بازی ندیدم.

آیدین:آخه اصلا توی بسکتبال نمیشه پارتی بازی کرد یعنی اگه یکی واقعا توانایی نداشته باشه اصلا نمیتونه بازی کنه!

چطور شد این رشته رو انتخاب کردین؟

آیدین:من ده سالم بود و صمد نه سالش.خوب،شاید به خاطر مادرم که خودشون به این رشته علاقه مند بودن و زمان دانشجویی شون توی دانشگاه بازی میکردن باعث شد مارو تشویق کنن.البته باید بگم پدرم هم خیلی زحمت کشیدن چون توی یه سنی بودیم که باید یکی میبورد و می آوردمون.

اگه یکی تون به تیم دعوت نمیشد،اون یکی چی کار می کرد؟

صمد:هیچی،اون که دعوت شده بود میرفت دیگه!

پیش بینی می کنین یه روز مربی دو تا تیم رقیب بشین؟

آیدین:بعید نیست احتمال اونم خیلی زیاده!(هر دو میخندند)

توی لیگ که این طوری بوده شما عضو تیم صباباتری و صمد عضو تیم مهرام.

آیدین:تقریبا پنج شش سالی هست که همیشه رقیبیم.

یه جمله به محمود مشحون رئیس فدراسیون بسکتبال بگین.

آیدین:باید بهشون خسته نباشید گفت.چون واقعا توی این پنج سال بسکتبال رو خیلی متحول کردن.

صمد:منم بهشون خسته نباشید می گم چون واقعا بسکتبال ایران رو توی این چند سال زنده کردن.

لحظه ای که داور سوت پایان مسابقه رو زد چه حسی داشتین؟

آیدین:یکی از شاد ترین و بهترین لحظات زندگیم بود.

صمد:منم خیلی خوشحال بودم البته اون موقع اصلا حواسم نبود و فقط خوشحال بودم بعدا که به خودم اومدم هی داد و فریاد میزدم.

توری رو که چیدین کی به عنوان یادگاری برداشت؟

آیدین:این کار توی بازی ها یه رسمه و معمولا کاپیتان یا بهترین بازیکن،تور رو به عنوان یادگاری بر میداره.البته هر کسی یه تیکه از تور رو بر میداره!

نگفتین کی تور رو برداشت؟

آیدین:صمد که هم کاپیتان بود هم بهترین بازیکن!

علاوه بر مدال دیگه چی بهتون دادن؟

آیدین:به هر کدوممون یک دستگاه پژو دادن.

یکی از پرتابهای سه امتیازی زندگیتون رو بگین.

آیدین:همین که اومدم توی بسکتبال.

صمد:انتخاب همسرم.

چند ساله ازدواج کردین؟

صمد:من،سه سال و نیم!

آیدین:هنوز ازدواج نکردم.

مگه متولد چه سالی هستید؟

صمد:۲۱/۲/۶۲

آیدین:۱۶/۱۱/۶۰

انگار داداش کوچیکه از شما زرنگتر بود.

آیدین:بله دیگه!(هر دو میخندند)

چند تا خواهر و برادر دارید؟

آیدین:فقط ما دوتا برادریم.

به نظرتون آدما توی زندگی شون خطای سه ثانیه انجام میدن؟!

آیدین:آدم اگه توی کاری وقتش رو تلف کنه و بعدش هم ببینه که توی اون کار استعداد نداره میشه خطای سه ثانیه.

صمد:فکر کنم برای خود من خطای سه ثانیه زندگیم این باشه که بعضی وقتا برای یه کارایی هی این دست اون دست میکنم که معمولا در نود و پنج درصد موارد هم ضرر میکنم!

تا حالا چشم بسته گل زدین؟

آیدین:معمولا بعضی وقتا نمیشه این کارو کرد ولی برای اینکه روحیه حریف رو تضعیف کنی میشه،مثلا توی پنالتی!

صمد:بعضی وقتا تعادل نداشتم و حلقه رو نمیدیدم توپ رو همین جوری می انداختم بالا و شانسی هم گل شده!

با توپ حرف میزنین؟

آیدین:بله من خیلی حرف میزنم.مثلا وقتی گل نمیشه میگم چرا اینجوری بازی می کنی!

صمد:بله،من وقتی یه حرکت سه گام ساده ام گل نمیشه دعواش میکنم که چرا همکاری نمیکنه!

یه چیز جالبی اول مصاحبه از شما دیدم که یقه پیراهن داداش کوچیکتون رو درست کردین.بچه که بودین هم همین حس مسئولیت رو نسبت به داداش کوچیکتون داشتین؟

آیدین:برعکس اتفاقا.حالا درسته من بزرگترم ولی صمد حس مسئولیت بیشتری نسبت به من داره و همش مواظبه که من خدایی ناکرده کاری نکنم.بعضی وقت ها هم دعوام میکنه.

بدون کی به اینجا نمی رسیدین؟

آیدین:خوب فکر میکنم اگه پدر و مادرم توی زندگیم نبودن هیچ وقت نمی تونستم موفق بشم.چون خیلی روشنفکرانه با این قضیه برخورد کردن.پدر و مادرم استاد دانشگاه هستن و هر کسی توی این سن پدر و مادرش استاد دانشگاه باشن همه انتظار دارن که فقط درس بخونن.البته درسمون بد نبود ولی جزء شاگردای خوب بودیم.ولی برای دانشگاه رفتن خیلی بهمون فشار نیاوردن.

صمد:قبل از ازدواج پدر و مادرم،بعد از اونم همسرم خیلی تاثیر داشته و خیلی بهم کمک میکنه.

میشه بفرمایید پدر و مادرتون چی تدریس میکنن؟

آیدین:مادرم فیزیک پیراپزشکی دانشگاه شهید بهشتی رو تدریس میکنن و پدرم فیزیک دانشگاه خواجه نصیر.

مدرک خودتون چیه؟ 

آیدین:من دانشجوی تربیت بدنی هستم.

صمد:من دیپلم ریاضی دارم.

راستی،کی اسمتون رو انتخاب کرد؟

آیدین:اسم من رو پدرم انتخاب کرده و اسم صمد رو مادرم.

صمد:اول قرار بود اسم آیدین صمد باشه ولی بابام خودش رفت ثبت احوال و اسم آیدین رو انتخاب کرده.

آیدین:می خوای بگم اسم تو رو قرار بوده چی بذارن؟!(با خنده)

قرار بوده چی باشه؟

آیدین:قبل از اینکه معلوم بشه پسره یا دختر،قرار بوده اسمش مارال باشه!

صمد:حالا که من مرد شدم و زودتر از تو هم ازدواج کردم!(با خنده)

خرج ازدواجتون رو کی داد؟

صمد:نصفشو خودم دادم نصف دیگه اش هم پدر خانومم تقبل کردن.

یه شاهکاری که تو بچگیتون انجام دادین رو بگیم.

آیدین:شاهکار؟!یه بار بلا پشت بوم خونمون بودیم و طبق عادتی که داشتیم یه کیسه آب انداختیم پایین که اتفاقا افتاد توی یه ماشین که پنچره اش باز بود و راننده رو کلی خیس کرد.البته صمد فرار کرد ولی من اون بالا گیر افتادم!

صمد:من تا دیدم ماشینه ترمز زد فرار کرد،آیدین شل و ول بازی در آوارد و گیر افتاد.

آیدین:البته یه شاهکارای دیگه هم داشتیم.یادمه اون موقعا به محض اینکه مادرم پاشو از در خونه میذاشت بیرون شروع به دعوا و کتک کاری میکردیم.یه بار که خونه ی پدربزرگم بودیم یک ساعت و نیم هم دیگه رو زدیم!من میرفتم و صمد رو اونقدر میزدم تا اون عصبانی میشد بعد اون منو میزد و بالعکس!تا مامانمون اومد و...

کارتون مورد علاقه بچگیتون چی بود؟

آیدین:سیندرلا

و اما سوال آخر،بسکتبالیستها بچه پولدارن؟!

صمد:اتفاقا همه همین فکر رو میکنن ولی خوب درستکه ما وضعمون بد نبود ولی یه بچه پولدار هیچ وقت نمیاد اون جوری تمرین کنه که با آرنج بخوره زمین،دماغ یا فکش بشکنه.

آیدین:آدمی که پولداره میاد بازی رو تماشا میکنه!البته ممکنه که یه آدم پولدار هم بیاد توی این وادی ولی معمولا این جوری نیست.

ممنون از حضورتون،براتون در تمامی لحظات زندگی آرزوی موفقیت میکنیم.

گفت و گو:ژیلا آهنگر زاده 


































طبقه بندی: بسکتبال، 

تاریخ : سه شنبه 1392/05/15 | 04:57 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.