سلام به بروبکس عزیز!

 

ایشالا امتحانا رو خوب داده باشید و اگه هنوز تموم نشده بقیه رو خوب بدین!

ما که یه دونه دیگه داریم یه شنبه هندسه رو بدیم دیگه تمومه!

گفتم چند وقته نیومدم بیام یه سر بزنم بهتون.

هر چی فکر کردم هیچی پیدا نکردم واسه نوشتن گفتم یه چند تا امضا دیگه واستون بزارم.

ایشالا که دوست داشته باشین.

اول آقای عندلیب

 











بعدم آقای علیزاده

 











ایشونم آقای نظری افشار داداش خودمون!

 












اینم داش ممد ممد کاظم که به شدت دلمون واسش تنگ شده!

 











خوب حالا یه امضا از اون مجهولا واستون میزارم.هر کی گفت کیه خوش به حالش.

چون جایزه در کار نیست صبا میدونه!!













از توجه و همراهی شما عزیزان سپاس گزاریم!("گزار" درسته یا "گذار" یا "گظار" یا "گضار"؟!)

راستی قالبم چطوره؟

 




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : پنجشنبه 1390/10/22 | 04:53 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
به سلام به دوستای گل گلابی....
بله ما بعد از گذشت یه مدتی آمدیم تا خدمت برسیم!
تو این مدت نبود ما فشار درسا بیش از 10 به توان 5 پاسکال بود واسه همین دیر اومدیم پیش دوستان ولی خوب بالاخره اومدیم
بعد درسا و امتحانای مسخره ی میانترم هم که محرم بود ما هم که همش هیئت بودیم!
جا داره این ایامو تسلیت بگم به همتون و ایشالا که خود امام حسین تو سختیا دستمونو بگیره
مطلب بعدی اینکه تبریک میگم بردای شیرینو باحالو هیجان انگیز تیم والیبالمونو
من که خیلی حال کردم.
این جانب همینجا اعتراف میکنم که ولاسکو الان با تیم مچ شده و خیلی خوب بچه ها رو مدیریت میکنه
خداییش اولش خیلی باهاش مخالف بودم ولی الان یه ذره مخالفم
اون یه ذره هم واسه چینه!
آخه چرا؟!
بابا اینا که اینقدر باحال بازی کردن خوب چینم میزدن دیگه!
ولاسکو همین کارو تو بازی با چین واسه لیگ جهانی کرد!خیلی حالگیریه آخه!
ولی خوب ما میگذریم ازش!
اما با اجازتون من خیلی با پاسای مهدوی حال کردم.
یعنی ترکوندا!
باورم نمیشد مهدی باشه!
داداشم میگفت به جان خودم این سعیده خودشو شکل مهدی درست کرده!
ما که کف کرده بودیم.
جای محمد کاظمو معروفم که واقعا خالی بود!
همش یاد جام بین قاره ای میوفتادم.
آخ یادش به خیر سر بازی با برزیل که 3-1 باختیم من خودمو زدم به مریضی مدرسه رو پیچوندم
که بیام خونه بازیو ببینم
وای که چه روزگاری بود!
البته الانم خوبه.
آخ داش حمزمو دیدین؟
یه روز همچین سرویس میزد لیبرو تیم حریف ناکوت میشد
یه روزم همچین میزد تو تور نزدیک بود تور سوراخ شه!
نادی و سید و بازارگردم که حرف نداشتن.
آخ بابای من عاشق بازارگرد شده بود!
هی میگفت چشم نخوره عجب بازی ای داره.
یه روزم که تو مدرسمون بازی با صربستانو از رادیو پخش کردن منو کیمیا کف کرده بودیم.
خلاصه خیلی باحال بود ولی زود گذشت
عوضش لیگ شروع میشه من و کیمیا باز از این عکسای شاهکارمون واستون میزاریم.
دیگه چیزی نمونده که بگم؟
یه چندتا عکسم واستون میزارم واسه همینجوری!!

قربان همگی.فعلا بای





















































































طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : پنجشنبه 1390/09/17 | 03:52 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات

سلام به بکس عزیز

امروز اومدم 3تا کار انجام بدم.

یکی این آپ که باقیمونده عکسای اون دفس.

یکی نظرتونو راجع به قالب می خواستم و دیگه اینکه لطفا تو نظر سنجی جدید شرکت کنید.

اینم نتایج نظر سنجی قبل که در میابیم والیبال در بین دوستان محبوب ترین رشتس:

بسکتبال 18.67 درصد (14 رای)
والیبال 72 درصد (54 رای)
فوتبال 9.33 درصد (7 رای)
شرکت کنندگان 75 نفر

خوب من خدافظی میکنم شما عکسا رو ببینین

اینا که مال وسط بازیه از بچه های کاله:




اینم آقا آرش که شصتش درد گرفته بود که دوستان می گم آقا سعید زده بود دورش کیسه آب گرم گرفتن:





























اینم از همون هاله ای که گفتم از محمد کاظم گرفتم:




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : یکشنبه 1390/08/15 | 05:18 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
سلام
احوال شما.
خوب زیاد حرف نمیزنم زودی میرم سراغ حواشی بازی دیروز
بروبکس جاتون خالی خیلی حال کردیم دیروز.
منو دوستم از اونجایی که به همه والیبالیستا علاقه داریم و همرو مثل برادر بلندتر و بزرگتر خودمون دوست میداریم
دیروز یه ذره پیکانو تشویق میکردیم یه ذره کاله!
بازی رو که تعریف نمیکنم در کل خیلی قشنگ بود
فقط آخر بازی آرش خان رو زمین نشست کیمیا بهش گفت خسته نباشید
بعد اوشونم گفت سلامت باشین کیمیام گفت ایشالا دفعه دیگه!
بازی که تموم شد ما رفتیم پایین واسه امضا.(حواشی امضا گیری!)
اول از همه آقای عندلیبو خفت کردیم رفتیم ازش امضا گرفتیم تفلک اینقدر خوشحال شد.
انگار تا حالا امضا نداده بود!
اینم عکسش در حال امضا زدن:

این کله کیمیاست این جلو!


بعد رفتیم یه گوشه وایسادیم یه خانوم تقریبا مسن با یه پسر بچه کنار ما بودن.
پسر بچه هه یه عکسو نشون داد گفت "عزیز،دایی"
ما اول فکر کردیم گفت علی دایی!بعد عکسرو دیدیم،دیدیم ای دل غافل
بچه ی خواهر نظری افشاره!
بعد خانومه به ما گفتن بازی تموم شد؟گفتیم بله 3-2 کاله برد.
گفتن خداروشکر آخه میدونین بچه من تو کاله بازی میکنه.گفتیم ااا؟!پسرتون کین؟!گفتن فرهاد نظری افشار!
ما رو میگی آآآآآآ!واقعا؟!خیلی بهشون تبریک بگین خسته نباشیدم بگین.دیگه خانومه کلی ذوق کرد که
ما طرفدار پسرشیم و گفت فرهادم به دعای شما محتاجه.گفتیم این چه حرفیه وظیفس!
بعدش آقای کشاورزی اومدن رفتن بیرون که با چندتا دخترا عکس بگیرن.کیمیا رفت گفت آقا یه امضا
آرش هم گفت به خدا دستم کار نمیکنه!

این صحنه ای که شصتشو داشت با کیسه گرم میکرد:


اینم یه عکس که ما رو هوا زدیم!:


بعدش آقای محمد کاظمو گیر آواردیم اومدیم امضا بگیریم دفترچه رو گرفت بعد یه نگا کرد گفت اینکه برعکسه.
گفتیم حالا شما امضا بزن ما درستش میکنیم!

اینم عکسشون که جلوشونم آقای علی حسین تشریف دارن.


بعدش علیزاده اومد ما گفتیم یه امضا میدین؟
بعد دفترچه رو گرفت گفت امضا کنم؟گفتیم نه په ما رو نگا کن هر چی میفهمی بنویس رو کاغذ!
خلاصه امضا کرد بعد یه دختر بچه اومد گفت آقا به منم امضا میدین.
دختره خودکار نداشت ما بهش خودکار دادیم بعد علیزاده خودکارو گرفت یهو از دستش افتاد ما گفتیم:
آروم باش حول نشو چیزی نیس!بعد گفت نه استرس بازیه.
بعد به دختره گفت تو شبیه دختر منی.ما گفتی ا مگه شما دختر دارین گفت بله!2تام دارم.

دیگه دوتا عکسم از ایشون انداختیمو ایشونم رفتن بالا!:


ما همینجور سرگردون بودین یهو سعید خان اومدن بیرون دخترام طبق معمول ریختن د به امضا گرفتن.

ما دو تا عکسو یه فیلم صاحب شدیم از اون وسط.


بعد که سعید از دست اونا خلاص شد اومد اینور من گفتم آقای معروف آقای معروف...
بعد گفت بله بله!(دنبال صدا میگشت)بعد من دست تکون دادم منو دید گفتم آقای معروف یه عکس!یه دونه!
بعد گفت به خدا اینجا گیر میدن(التماس میکرد تفلی)منم دلم سوخت گفتم باشه.اوشونم گفت مرسی بعد رفت
ما داشتیم میرفتیم بیرون یهو از گوشه چشم دیدم سعید از کنارم رد شد رفت با یه خانومی دست داد و رو بوسی و از این حرفا!ما فکمون افتاد گفتیم اااا
ولی بعدا از دوستان جویا شدیم فهمیدیم ایشون خواهر آقای معروف بودن
چقدر این خواهر برادر محبت داشتن به هم!
ما هم سعادتی نصیبمان شد هم مادر و بچه خواهر نظری افشارو دیدیم هم خواهر سعید معروفو!
آخ خسته شدم اینقدر نوشتم.
با اجازتون خانوما و آقایون ما دیگه بریم سراغ زندگیمون



طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/5 | 05:24 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات

سلام به بکس عزیز.

ایشالا شاد و خوشحالو سرحال باشین

دیدیم وبلاگمون تار عنکبوت بسته گفتیم بیایم یه دستی بکشیم سر و روش

اول که جا داره تولد داش حمزه زرینی عزیز و گرامی رو که دیروز بود البته به همه دوستداران این غیور مرد والیبال تبریک بگم.

ایشالا که عمر طولانی و با عزت داشته باشن!

و تولد آقای سعید معروف مغز متفکر والیبالمون که فعلا تشریف ندارن در تیم ملی رو تبریک بگم به ایشون.

به هوادارا تبریک نمیگم چون مثل اینکه بعد رفتنشون دیگه هوادارا رسیدن به مثل:"نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار"

و اخبار مرتبط با ایشون واسه کسی مهم نیس(چقدر من سر این مسئله خون جیگر خوردم!)

بعله!

اما سوژه بعدی امضاهای بروبکس والیبالیستمونه که یکی از دوستان از بنده تقاضا(درسته؟) کرده بودن که بزارم

ما هم گفتیم رو جفت چشامون!

این امضاها مربوط میشود به آقایان:

1)سعید معروف

















2)حمزه زرینی
















3)آرش کشاورزی

















4)مجتبی شبان

















5)علیرضا نادی(هر کی فهمید نادی زیر امضاش چی نوشته جایزه داره.ترو خدا نگا!همینجوری راه میرفت امضا میکرد رو کاغذو نگا نمیکرد!همین میشه دیگه!)

















اونی که کنار امضاها نوشتم(به جز آخریه)دست خط خودمه!خیلی بد خطم دیگه معذرت میخوام!

لازم به ذکر است هیچ کدوم از امضاها رو من نگرفتم فقط از دور نظاره گر بودم.

همرو کیمیا زحمتشو کشیده!

راستی اونجا که حمزه داشت امضا میکرد داداشم رفت جلو بهش گفت"حمزه تو عالی بازی میکنیا فقط نمیدونم

چرا تو تیم ملی اینقدر بی روحیه ای!"و حمزه به فکر فرو رفت!!!!!

فکر کنم تو آسیایی متحول شده بود!!

امروزم لیگ شروع شد!

با اجازه ما دیگه میریم سراغ بدبختیامون/

فعلا




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : چهارشنبه 1390/07/27 | 04:11 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
سلام به برو بچه های گل.
اول ببخشبد که این چند روز نبودم.

سال تحصیلی شروع که شد
ما هنوز مدرسه نرفته ترورمون کردن!
آقا نمیدونی این درس میداد میرفت اون یکی میومد درس میداد دوباره میرفت یکی دیگه جاش میومد درس میداد.

ما هم که بدبختا سوم ریاضی شدیم هی میگن شما سومین شما ریاضیین باید درس بخونین.

نمیدونم نور چشم مدرسه هستین و از این حرفا.

هی هندونه میزارن زیر بغل ما هی بهمون درس میدم چون نور چشم مدرسه هستیم.

ای کور شه این مدرسه!

آره دیگه جونم براتون بگه تو این مدت که نبودم اتفاقاتی افتاد بس تلخ و شیرین!

تلخشو که همه میدونین.

در عین بد شانسی،بد بختی و بیچاره گی بسکتبالیستامون به جای اول اشتباهی پنجم شدن.

از اونجایی که کلا من هم آدم مهربونیم
هم عصبی (چه تفاهمی دارن این دو تا) الان می خوام چند تا اعتراض کنم خدمت دوستان عزیز.
دست گلتون درد نکنه دیگه.

تا دیروز که بسکتبالمون (تیم ملیو،مهرامو،صباباتریو،چه میدونم همشون) قهرمان میشدن همه ذوق مرگ میشدن که آی ما قهرمان شدیمو دمشون گرمو گل کاشتنو از این حرفا

حالا سر چندتا اشتباه که هر بازیکنی انجام میده بسکتبال رفت تو لیستی که سر دستش فوتباله

یعنی ورزشی که پاش پول میریزن ولی هیچ قهرمانی ای کسب نمیکنه(دم شما گرم دیگه)

که بعد از قهرمانی غرور آفرین و بسیار مهم ارزشمند والیبالیستای گلمون تو آسیا
همه میگن "والیبال جور بسکتبال و فوتبال رو کشید"
من اصلا نمیخوام از ارزشای تمام نشدنیه قهرمانی والیبالیستا کم کنم
همه هم میدونن که چقدر خوشحالم
ولی به اون عده ای که این حرف رو زدن و تو وبلاگشونم خبرشو گذاشتن(یکیش سعدین خودمون!من میدونم با تو!ضد بسکتبال شدی؟!
)می خوام بگم که برادر من،خواهر گلم،یادت رفته اون موقعی که بسکتبال رفت المپیک ولی والیبال نرفت؟!فکر نمیکنی اون موقع بسکتبال جور والیبالو کشید؟حالا این به اون در نمیشه؟
حالا اصل مطلبی که دارم میگم چیه؟

اصل مطلب اینه که آقا جون ورزش نوعی بازیه دیگه.

بازیم که اشکنک داره،سر شکستنکم داره.

این وسط شما وبلاگ نویسان عزیز سعی کنید خبرایی بدین که کسی که داره میخوندش ناراحت نشه.

شاید فردا یه چیزی اون نوشت تو ناراحت شدی.

و اینجا به این مثال زیبا میرسیم که"چاه نکن بهر کسی،اول خودت دوم کسی"

و دیگه اینکه سعی کنین نامردی نکنین.بسکتبالیستامونم به اردن باختن.اردنم رفت فینال 69-70 به چین باخت.

ولی این اشتباه و این باخت نباید باعث بشه که ما هر چی دوست داشتیم شایعه درست کنیم واسشونو این باختو هی بزنیم تو سرشون.

اتفاقیه که افتاده.باید تشویقشون کنیم تا تو مسابقاتی که در آینده دارن موفق بشن.حالا این دفعه نشد.2سال پیش که شد.

2سال دیگم ایشالا قهرمان میشیم.

پس جون هر کی دوست دارین سعی کنین همونطور که بعد از قهرمانیای والیبالو بسکتبال ذوق میکنینو حمایتشون میکنین

بعد از شکستاشونم حمایتشون کنین که بازم بتونن برای دفعه های بعد با روحیه ظاهر بشن و قهرمانیو به دست بیارن

نصایح این جانب تموم شد.

ایشالا فیض ببرین!

درساتونو خوب بخونین.

فعلا بای




طبقه بندی: بسکتبال،  والیبال، 

تاریخ : سه شنبه 1390/07/12 | 03:44 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات

سلام به بکس عزیز.

امروز واسه دوتا کار اومدم

1)خدافظی

2)عکس

خوب بله همونطور که گفتم بنده به مدت نا مشخصی دارم میرم مسافرت تابستانی.

بگو کجا؟!

خودم میگم نمی خواد بگی

همین مشهد خودمون!

خوب حالا عکسای والیبالی که احتمال زیاد تا حالا ندیده باشید

کیفیت کم عکسا هم واسه اینه که از رو روزنامه گرفتم!

دیگه ببخشید...

من خدافظی می کنم شما عکسارو مشاهده کنین!




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : دوشنبه 1390/06/7 | 04:12 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
سلام به دوستان گل.
امروز اومدم راجع به دیروز باهاتون حرف بزنم!لطفا تا آخر بخونین
یه چند تا عکسم دارم واستون
خوب بریم سراغ اصل مطلب
دیروز تو برنامه هر روز ورزش آقای جمشید حمیدی کارشناس والیبالو آورده بودن و راجع به وضعیت والیبال صحبت میکردن.
من آخر برنامه رسیدم دقیقا اونجایی که رسید به بحث تیم ملی بزرگسالان.
اول بگم که من طرفدار حسین معدنی و سعید معروفم ولی دقیق حرفای ایشونو واستون مینویسم بع قضاوت می کنیم!
مجری:خوب راجع به تیم بزرگسالان بگید
آقای حمیدی:ما الان محمد کاظم رو نداریم و مصدومه بازیکنی هم نداریم که در حد ایشون باشه که جایگزین کنیم.
آقای غفور هست،بازارگرد هست ولی در حد ایشون نیستند
مجری:سعید معروف....
حمیدی:سعید معروف هم با بهانه از تیم ملی رفته و حالا بدون هیچ بهانه ای با آقای معدنی به مسابقات دانشجویان رفته
ما بازیکن و مربی نداشتیم که با هم دست به یکی کنن.
بازیکن رفته ماشین 270-290 میلیون تومنی خریده دیگه حاضر نیست تو تیم ملی بازی کنه.
فدراسیون باید برای بچه ها صحبت کنه بگه جوونای این مملکت پای کشورشون جون دادن اینا هم حالا باید از کشور دفاع کنن و...
ببخشید خیلی هم دقیق نیست آخه وسطش هی جاروبرقی جانمون روشن میشد من خوب نفهمیدم.
خوب بچه ها حالا نظر من:
1)اصلا آوردن ولاسکو از ریشه غلط بود.
مربی بزرگی مثل ولاسکو نیومده باید با بازیکنا مچ بشه!نه اینکه بعد از گذشت 5ماه که سرمربی شده و آخرای لیگ بازی بازیکنا رو دیده هنوز هم نتونه نتیجه قابل قبولی به دست بیاره
-حالا می خوام برگردم به زمان ورود معدنی به تیم.
دقیقا یادم نیست ولی اون موقع گاییچ بقیه بچه ها نتونسته بودن برن المپیک و مقابل تیمایی مثل الجزایر باخته بودیم.
توی همچین شرایطی که بچه ها روحیه خوبی نداشتن تیم رو به حسین معدنی سپردن و بعد به مسابقات کنفدراسیون ها رفتیم و اونجا قهرمان شدیم.
از اون موقع موفقیت هامون شروع شد و از ایران به عنوان یک مدعی بزرگ یاد میشد.
درسته که بعضی جاها به مقام نایب قهرمانی رسیدیم یا تو جام جهانی نتونستیم صعود کنیم ولی هممون درست یادمونه که جلوی ژاپن چقدر به ما نامردی میشد و روحیه بازیکنا رو تضعیف می کردن.
بعد از حذف از جام جهانی اون هم با شایستگی هایی که از خودمون تو اون مسابقات نشون دادیم،فدراسیون معدنی رو کنار گذاشت و ولاسکو رو آورد.
کسی که نه ما درست می شناسیمش نه اون مارو درست میشناسه.
و تا الان که 5ماهه تیمو گرفته به جای اینکه درستش کنه داره خرابش میکنه.
من نمیگم چرا معدنی رفت،من سر اومدن یه غریبه به ایران دارم حرس می خورم!
آیا بهتر نبود مربیای شایسته ای مثل آقای بهروز عطایی یا پیمان اکبری ،مصطفی کارخانه و یا حتی ناصر شهنازی رو میاواردیم تو تیم.
بالاخره ما نباید مربیای به این بزرگی رو ول کنیم و از خارج مربی بیاریم و کلی از سرمایه این مملکتو به باد بدیم و آخرشم هیچی به هیچی!
اما در مورد معروف:من فکر میکنم برگشتن امیر حسینی بعد از چهار سال علاوه بر اینکه چیزی رو درست نمیکنه بلکه خراب هم میکنه.
بیشتریا می دونن من از امیر حسینی خوشم نمیاد ولی نمیخوام حق رو زیر پا بزارم
ایشون بازیکن فوق العاده خوب و یه پاسور با تجربه هستن.
اما حظورشون تو تیم باعث میشه که بازیکنی مثل معروف که تو همه مسابقات شایستگی های خودشو نشون داده و تنها پاسوریه که از ایران تونسته بهترین پاسور آسیا بشه و من مطمئنم اگه فرصت حضور در مراحل بالاتر مسابقات جهانی رو داشتیم می تونست بهترین پاسور جهان بشه،بعد از این همه افتخار و گذشت 4سال از این اتفاقات به پاسور دوم تیم تبدیل بشه و تنها چند دقیقه بتونه تو تیم توپ بزنه.
من هیچوقت فراموش نمیکنم که بیشتر کارشناسان محترم والیبال همیشه می گفتن باید حسینی به تیم برگرده.
سعید معروف بی تجربس و باید هنوز پشت سر حسینی باشه و تجربه کسب کنه.
اما شاهد بودیم که به خاطر تجربه کم حسینی از تیم چین،ما در برابر این تیم باختیم.البته من مقصر رو فقط امیر حسینی نمیدونم ولی بعد از اون بازی همه گفتن کسی که تیم رو تنها گذاشت تقصیر کاره.
سعید معروف رو نداشتیم و باختیم.
سعید معروف نباید تیم رو رها میکرد!
سوال من اینه:اگه معتقدین سعید معروف پاسور خوبیه و اگه بود ما چین رو شکست می دادیم پس چرا هر وقت افتخاری به دست میاورد و خوب بازی می کرد با هم میگفتین امیر حسینی!
اما از حق نگذریم سعید معروف هم نباید جا می زد ولی بالاخره هر کسی یه اخلاقی داره.
به هر حال الان وقت پیدا کردن مقصر اصلی نیست.
همه ما بچه هایی که داریم راجع به والیبال می نویسیم باید جلوی ورود حاشیه به والیبالمون بشیم و باید از تیممون حمایت کنیم.
بچه ها لطفا بیاید به سایت فدراسیون نظر بدیم و ازشون بخوایم نزارن والیبال از بین بره.ما وظیفه داریم جلوی اتفاقای بد و بگیریم.
آیین تو یکی از امیدای مایی.یه کاری بکنین بچه ها.من از اینکه والیبال مثل فوتبال بشه می ترسم!!!




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : پنجشنبه 1390/06/3 | 01:57 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات

به گزارش روز شنبه فدراسیون والیبال، در رقابت های والیبال یونیورسیاد

براساسقرعه كشی و جدول مسابقات تیم منتخب والیبال دانشجویان ایران

مقابل نماینده رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت. 

تیم والیبال دانشجویان كشورمان با ارج نهادن به اهداف و سیاست های مقدس

نظام جمهوری اسلامی ایران مبنی بر به رسمیت نشناختن رژیم صهیونیستی،

از رویارویی با نماینده این كشور امتناع كرد. 

شاگردان 'حسین معدنی' سرمربی تیم والیبال دانشجویان كه برای مقام نهم تا

شانزدهم بیست و ششمین دوره بازی های یونیورسیاد رقابت می كنند، روز

گذشته مكزیك را 3 بر صفر شكست داده بودند.


پ.ن:سلام!ای گند بزنن به این رژیم گندیده

اصلا من نمیدونم اینا که همش دنبال جنگن چطوری تو همه مسابقاتم هستن؟

بمیرن الهی که نمیزارن ما مثل یه بچه خوب بازیا رو ببریم و یه مقامی بگیریم!

به قول محمد کاسبی:اه اه اه اه اه اه اه....

راستی من یه وبلاگ دیگه درست کردم

به اونم سر بزنید:وبلاگ جدیدم




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : شنبه 1390/05/29 | 03:43 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات

سلام

امروز با یه عکس خوشجیلو مشجیل از داش حمزه زرینی خدمت رسیدم

ضمن اینکه یه خبر بد هم واستون دارم

تیم والیبال دانشجویان عزیزمون 3-0 به اوکراین باختن!

اگه جلو روسیه کم بیاریم کارمون ساختس

بچه ها ترو خدا دعا کنین!

راستی از بعضی بچه ها معذرت می خوام که بهشون خبر ندادم آپم

آخه اومدم وبلاگشون ولی نتونستم نظر بدم

از نظرات خوشگلتونم ممنون

خوب اینم از حمزه




طبقه بندی: والیبال، 

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | 02:50 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
سلام به همه دوس جونیا...
زود بریم سراغ اصل قضیه.
امروز چندتا عکس جدید براتون آواردم و دو تا خبر.
اول بریم سراغ بسکتبال
اسامی بسکتبالیستامون برای مسابقات قهرمانی آسیا فیلیپین معرفی شدن:

محمد صمد نیکخواه بهرامی-حامد حدادی-مهدی کامرانی-حامد آفاق-جواد داوری-اوشین ساهاکیان-آرن داوودی-سامان ویسی-حامد سهراب نژاد-اصغر کاردوست-روزبه ارغوان-محمد جمشیدی

تلویریون هم لطف کرده قول داده بازیا رو کامل پخش کنیم.ببینیم به قولشون عمل میکنن یا ...
اینم یه عکس از بروبچ:



























یه خبر مسرت بخش از والیبالیستامونم این بود که تیم ملیمون با دو پله صعود مشترکا با استرالیا در جایگاه دوازدهم جهان قرار گرفت

 یه چندتا عکس از بچه ها تو ادامه مطلب هست که امیدوارم براتون جدید باشه...




ادامه مطلب

طبقه بندی: بسکتبال،  والیبال، 

تاریخ : سه شنبه 1392/05/1 | 06:30 بعد از ظهر | نویسنده : مرضیه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic